۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

خاطره های دانشگاه

"استاد از جلو ! استاد از جلو!"
"استاد اون دفعه از عقب کردین!این دفعه نوبت جلوست بابا!"

**فریاد گوشخراش من از ته کلاس زبان وقتی ترم یک دانشگاه بودم واستاد میپرسید که امروز حل تمرینها رو باید از کجای کلاس شرو ع بکنیم ...
احتمال میدهم اون موقع لوزه هام قابل دیدن بودند و شمارش دندانهایم هم امکان پذیر بود! 
و تعجب من از نگاه همکلاسیهای مذکرم که چرا برمیگردند سمت من و پقی میزنن زیر خنده!
وقتی تو صف اتوبوس بودیم که برگردیم فهمیدم به تنهایی خالق چه شاهکاری بوده ام!و با دوستام زدیم زیر خنده!
نکته این قضیه این بود که بجز معدود دوستان خودم هیچکدوم از دختران همکلاسی جریان رو نفهمیدند!!!

۱۳۹۱ خرداد ۱۵, دوشنبه

راستی اونجا نرخ پرده یه شبش کرایه چنده؟هان؟؟

دوستم تعریف میکنه که 2-3 سال پیش توولایتمون یکی از والیبالیست های تهرانی  که درتیم ولایتمون بازی میکرد بدجور گلوشون پیش دوست ما گیر میکنه.
والیبالیسته رو میشناسین حتما منم اسمش رو کامل نمیگم: محمود الف!! که درحال حاضر مربی تیمهای ملی پایه میباشد!!! بله دیگه!واضح بود؟؟
ازقضا دوست ما اون موقعها تو تب و تاب عشق یه اسکل دیگه ای بوده و محل سگ به آقا والیبالیسته نمیداده.
آقا والیبالیسته هم بیچاره کم توقع بوده!چیز خاصی نمیخواسته از دوست من! دوست من خر بوده!!
به دوستم میگه که بیا یه شب با من بخواب منم بکارت شما را با خاک یکسان کنم درعوض هزینه دوخت و دوز + یک عدد پراید صفر صندوقدار را بگیر!!! عشقت هم به اون یکی بمونه نمیفهمه که طرف!
خداییش خیلی خوب قیمت گذاشته بوده.این جوونمردیش من رو کشته بود.ما اینجا دیدیم که پرده رو میزنن هزینه دوخت و دوز رو هم نمیدهند بی شرفها.
به هرحال دوست من قبول نمیکنه!!بخاطر عشق جاودان و اینجور چیزها!البت جناب عشق هم بعدا دست دوست مارو گذاشت تو پوست گردو و بی خبر یه روز رفت.
دوستم البته نظری خلاف تلویزیون و رسانه ها در مورد اقای والیبالیست بااخلاق داره.هنوزم از جواب نه ای که بهش داده راضیه.
برخلاف نظرات جراید دوستم میفرمایند آق مربی خیلی لاشی و کثافت بوده و خوابیدن باهاش ریسک فیلمبرداری این چیزا رو هم داشته.به هرحال من که همیشه معتقدم ورزشکاران و هنرمندان ما بسیار متدین!!! و مردم دار!!! هستند و به غیر از حوری به زن دیگری نگاه بد نمیکنند.دوست من چرت گفته خره نشناخته طرف رو!!!
فقط راستی اگه جریان  یک درصد!!هم درست باشه اون وقت این ورزشکارا چی زر زر میکنند که دستمزد ما کمه و اله و بله!!!
به یه دختر برا یه  شب پراید میدی بی شرف مگه سر گنج نشستی؟؟؟؟؟؟؟/ خون به جیگر بقیه پسرام میکنی فی رو میبری بالا!!

۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه

فریاد مورچگان


هیچ آدمی خلق شده عشق نیست!همه محصول حواسپرتیه زن و مرد در یه لحظه ی هم آغوشی اند، یه لحظه غفلت، یه لحظه فراموشی. آنجایی که زن و مرد به اوج لذت رسیدند و حیفشان می آید عشق بازیشان را قطع کنند.من از پدرشدن میترسم!پدرشدن یعنی پدراز اینکه به این دنیا آمده راضیه!!

۱۳۹۱ خرداد ۱۳, شنبه

همینجوری

 دوستی دارم که اول هر سال خورشیدی به خدا میگه خدایا اگه امسال شوور کنم اسم بچه هامو میذارم "زینب" و "حسین"!
آخر سال که میشه و باز از شوور خبری نیست میگه پس منم اسمشون رو میذارم " آبتین" و "ابنوس"
همیشه دعا میکنم اخرای سال شوور گیرش بیاد !!
داره میره اعتکاف گفته این دفعه اگه شوور گیرش بیاد میزاره "مهدی" و "زهرا" !
خدایا رحم کن!

۱۳۹۱ خرداد ۱۰, چهارشنبه

اوهام پرستانی که ماییم...

خرافات



گاهی وقتها یک تصویرهایی ، یک اتفاقهایی رو میبینی که مطمئنی این بار دیگه خون به مغزت نخواهد رسید...
داغ میکنی!
ازخود بیخود میشوی!
ودرنهایت میبینی کاری از دست تو ساخته نیست!
پس سکوت میکنی و از درون خودت را میخوری!
جمله ای از برتراند راسل را در فیسبوک به اشتراک گذاشته بودم ؛ "جامعه گوسفندی لایق حکومت گرگان است."
این جمله، گذشته و حال و آینده ما را به خوبی بیان میکند.
ماملتی هستیم که هیچ چیز نخواهیم شد.
هیچ چیز.
خرافه و جهل و مذهب زنجیرهای محکمی هستد بر دست و پای ما...
و اینگونه به نظر می آید که تا ابد هم باز نخواهند شد!رها نخواهیم شد!
عکسی را میبینم که مردم زیادی به گرد دیواری حلقه زده اند و صورتها خیس از اشک و بینی ها قرمز!
هرچه دقت میکنم کمتر چیزی میبینم
به زیرنویس عکس نگاه میکنی نمیدانی بخندی یا فریاد بزنی!
شمایل حضرت عباس یا نم دیوار!!!
واااای!
یاد سریال "فراراززندان" و شخصیت "جان آبروزی" می افتم آنجاکه معتقد بود روی دیوار سلولش تصویر مسیح مصلوب نقش بسته.
یاد تحولش می افتم .
آنجا خندیدم.
اینجا آه میکشم...
کافیست نگاهی به تصاویر بیندازید...
باور کنید همه پیر و خرفت نیستند....
دردم می گیرد!
در شهر ما دعانویسی بود که زنها و مردها برایش سر و دست میشکستند.
مردم مذهبی زیادی به دیدنش میرفتند و نکته قضیه این بود که مردک مزخرف به زنها میگفت برای تاثیر بیشتر دعا را باید بر سینه تان یا آن جای دیگرتان بنویسم...
و وای که زنهای احمق مذهبی خرافاتی اوهام زده که کسی موی سرشان را ندیده است خصوصی ترین عضو بدنشان را برای او آشکار میکردند.
وای سرم درد  می کند...

لیلا کردبچه

انگشتت را
هرجای نقشه خواستی
 بگذار....
فرقی نمی کند!
تنهایی من
عمیق ترین جای جهان است
و انگشتان تو...
هیچ وقت 
به عمق فاجعه
پی نخواهند برد...

۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

وقتی آب میره

نمیدونم چه صیغه ایه!
همونطور که مستحضرید در کشور گل و بلبلمان ما هیچوقت باقطعیه اب روبرونیستیم البته و اینها خیالات ذهن مالیخولیایی بنده است!
میخوام بگم که امروز تو ولایت ما آب رفت و از آنجاکه ما به شبکه استانی و رادیو استانی کاری نداریم اعلان قبلی رو نفهمیدیم.
از قضای آمده صبح اول صبح دستشویی شدیدی ماروگرفت. ماهم پریدیم بریم دسشویی که بابام گفت اب نیست.
منم به هزار ضرب و زور افتابه رو از آبگرمکن پرکردم و خلاصه رفع شد.
اماانگار تازه اول راه بود.تا عصر که اب بیاد فکرکنم تو مخزن آبگرمکن آبی نمونده بود.
به نظرم شیوه  خوبیه برادرمان یبوست.آب بره فقط.آب بره.....